حدود سه ما پیش که مشکل میزبانی سایت طوسی پس از وقفه ای یک ماهه حل شد، احساس کردم جانی یافته ام. جای خالی مهمی برایم پر شد. تازه فهمیدم این ابراز احساس با نوشته های گاه و بی گاه و نشان دادن عکس چه قدر برایم دوست داشتنی است. اما همچنان تک روی در جمع را چه رو به جلو و چه رو به عقب و در واقع به هیچ سمتی دوست ندارم. ظاهرا برق چراغ طوسی دوستانم خیلی وقت است که قطع شده و هیچ بارانی هم این خشکسالی را دور نمی کند. من هم چنین شدم. پس از آن روی جلد جذاب تهران امروز، حتی سفر خاطره انگیز نوروز به چند جزیره خالی از سکنه جنوب هم سر ذوقم نیاورد تا ابراز احساس کنم. امروز که از ارتفاع 40 متری بانجی جامپینگ تهران پریدم و سر ذوق آمدم، دیدم فرصت مناسبی است که برای معدود دوستان مخاطبم هم بگویم که دیگر به اینجا سر نزنند. شاید وقتی دیگر، دوباره و به گونه ای دیگر، شاید، عکس ها یا نوشته های کوچکم را وبلاگ کنم.
به هر روی، پریدن با مغز به سوی زمین، تجربه دلچسبی بود.